تبليغاتX
شکوه ایستادن


چه لحظه هایی که در زندگی
 ترا گم کردم اما تو همیشه کنارم بودی ...


چه دقیقه ها که حضورت را فراموش کردم اما
 تو فراموشم  نکردی...


چه ساعت هایی که غرق در شادی و غرور، تو رو که پشت همه موفقیت
 هام قایم شده بودی از یاد بردم اما تو همیشه به یادم بودی ...


وقتی خسته از همه جا و
 همه کس ناامیدانه به تو پناه آوردم تو پناهم دادی...


وقت از آدم های دور و برم دلم
 گرفت ...


و دنیا غم هاش و بهم ارزونی کرد تو به قلبم آرامش دادی... 


 تو با حضورت به
 خنده هام هدف دادی ، به گریه هام دلیل دادی ، به زندگیم ، به نفس کشیدنم رنگ دادی...


وقتی قلبم تپید تو همه عظمت و بزرگیت رو تو قلب کوچک و خسته ام جا
 دادی...


وقتی بهم بخشیدی و ازم گرفتی
 فهمیدم این معادله زندگیه نه غصه خوردن واسه نداشته هاش ...


نه شاد بودن واسه داشته
 ها ... 


و وقتی به ازای نداشته ها  بهم چیز های دیگه ای دادی اونوقت به بزرگی و
 مهربونیت بیشتر پی بردم ...


و فهمیدم بیشتر از اون چه که هستی باید مهربون باشی
...


خدا جونم خیلی دوست دارم خیلی زیاد و به خاطر همه چیز ممنون.....


خدایا به خاطر
 سه چیز سپاسگذارم   

دادن هایت    ندادن هایت    گرفتن هایت.......


دادن هایت را
 نعمت ، ندادن هایت را رحمت ، گرفتن هایت را  حکمت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 14:12  توسط نگاه منتظر   |