|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 10:1  توسط نگاه منتظر
|
جوان ثروتمندي نزد يك انسانی وارسته رفت و از او اندرزي براي زندگي نيك خواست. مرد او را به كنار پنجره برد و پرسيد:
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 9:46  توسط نگاه منتظر
|
عشق همراه شدن از روی تمایل است سر بر راه دوست گذاشتن از فرط نیاز بری فنا شدن است نه دامی برای به اسارت کشاندن و نه غل و زنجیری به پای آزادی و پرواز . عشق باید بال پرواز باشد برای گذاران زندگی نه شکستن بال دیگری که مرغ خانگی پر و بال شکسته ای باشد اسیر در دام . همه ارزش عشق دوام وبقا و پایداری آن در فراز و نشیب ها - رقابتها و همراهی با جمع ها ست . کسی که معشوقش را محدود و در بند و اسیر می خواهد طلایی در اختیار دارد که در عیارش شک دارد . محک عشق همان دوام و بقای آن در تماس با تمام هستی و جریان زندگی است . همه آدمهایی که از تحول و تازگی و حرف های جدید و دنیای تازه می ترسند به نوعی از برملا شدن ضعفهای خودشان در هراسند .
برگرفته از کتاب دالان عشق نوشته نازی صفویی
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 9:44  توسط نگاه منتظر
|
|
|