|
خدایا؛ «عقیده» مرا از دست «عقده ام» مصون بدار. خدایا؛ به من قدرت تحمل عقیده «مخالف» ارزانی بدار. خدایا؛ به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم، بگذار تا آنرا من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست می داری. خدایا؛ «چگونه زیستن» را تو به من بیاموز، «چگونه مردن» را خود خواهم آموخت. خدایا؛ خودخواهی را چنان در من بکش یا چنان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم. خدایا؛ مرا در ایمان «اطاعت مطلق» بخش تا در جهان «عصیان مطلق» باشم. خدایا؛ رحمتی کن تا ایمان «نام و نان» برایم نیاورد، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم. خدایا؛ بر اراده، دانش، عصیان، بی نیازی، حیرت، لطافت روح، شهامت و تنهاییام بیفزای. خدایا؛ در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند، مرا با «نداشتن» و «نخواستن» روئین تن کن. خدایا؛ به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور، عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت، دوست داشتن بی انکه دوست بداند، روزی کن. اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست، او جانشین همه نداشتن هاست.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 11:10  توسط نگاه منتظر
|
دوست من دلی که موج دارد دریاست، موج های دلت را عزیز بدار، آن که همیشه آرام است مرداب می شود، من در این موج ها زندگی را، فریاد را و شکوه را میبینم ، دریا همیشه طوفانی نخواهد ماند، من در کنار ساحل منتظر نشسته ام تا بار دیگر آرامش طلوعی دیگر را در آن دریای مهربان ببینم،
+ نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت 8:41  توسط نگاه منتظر
|
|
|