|
علی یکی از ساکنین آسایشگاه معلولین امام رضای رودسر است . متن زیر از نوشته های اوست . نظرات شما خواننده عزیز به اطلاع نویسنده خواهد رسید . قصه زندگی من زندگی همانند دریا و من همچون تکه ای کوچک و شناور هستم که قدرت امواج و جهت آن به هر طرف که می خواهد مرا می کشد و با خود می برد گاهی در تلاطم و گاه در آرامش و این را ه زندگی است .
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 14:20  توسط نگاه منتظر
|
الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی ، دریاب که می توانی. الهی، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم : گفتی و فرمان نکردم ، درماندم و درمان نکردم . الهی ، عاجز و سر گردانم : نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم . الهی ، اگر تو مرا خواستی ، من آن خواستم که تو خواستی . الهی ، به بهشت و حور چه نازم : مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم . الهی ، در دلهای ما جز تخم محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و بر کشت های ما جز باران رحمت خود مبار . به لطف ، ما را دست گیٍر و به کرم ، پای دار ، الهی حجاب ها از راه بردار و ما را به ما مگذار .
***************************************** خواجه عبدالله انصاری
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 15:47  توسط نگاه منتظر
|
|
|