|
************************************************
+ نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 8:54  توسط نگاه منتظر
|
نمي گويم حالا چرا بهارهاي باقي را به ديدارم بيا تا بباري چون ابر بر ريشه ي انتظار من تا برويم چون گياه در جنگل نگاه تو
+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 14:3  توسط نگاه منتظر
|
از در آسایشگاه که وارد می شوی عـده ای مد د جـو را می بينی کـه چشمهای معـصومشان تو را تعـقيب می کند اندکی که به اين چشمها خيره می شوی ، نگاهشان را آنقد ر آشنا می بينی که انگار سالها ست تو را می شناسند و گويا همگی در نگاه نيازمندشان چنين سرودی را همخوانی می کنند :
تو تنها دری هستی ای همزبان قديمی که در زندگی بر رخم باز بودهاست توبودی و لبخند مهر تو ، گر روشنايی به رويم نگاهی گشوده است .
عزيز مهربان که هم اکنون پايگاه اينترنتی ما را برای بازديد انتخاب کرده ای ضمن اينکه شما را به زيارت اين نگاههای معـصوم و آسمانی دعـوت می کنيم از شما می خواهيم که قـد ری با مشکلات آنها نيز آشنا شويد ، اين بندگان خدا به د ليل اينکه اين موسسه به صورت يک سازمان نيکو کاری اداره می شود و هيچ رديف بودجه ای دولتی برای آن در سال تنظيم نمی گردد . و تنها با کمکهای مردم خير انديش اداره می شود ، با مشکلات مالی فراوانی دست به گريبان است ، و هراز گاهی در تامين هزينه های اوليه ای چون خوراک و پوشاک مددجويان خود دچار مشکل است . همانگونه که می بينيد اين عزيزان که قهر طبيعت معلوليت را به آنها تحميل کرده متاسفانه بی مهری ما دايره زندگی را نيز برای آنها تنگ کرده است . اينان فقط نيازهای اوليه شان برآورده می شود شايد هر دو سال يک بار هم امکان ديدن فضای بيرون برای آنها فراهم نباشد . گويا نگاه معصومشان می گويد :
من نگويم که مرا از قفس آزاد کنيد قفسم برده به باغی و دلم شاد کنيد
آری به نظر می رسد اينان که در قفس تن گرفتار آمده اند و امکان رهايی ار آن تقريبا با امکانات پزشکی موجود غير ممکن است از تماشای دنيای پيرامونی خود نيز وامانده اند بياييد من و تو آستين همت بيرون آوريم و با خريداری يک خودرو مناسب شادی را به دلها آنها هديه کنيم بگذاريم احساس اين عزيزان نيز هوايی بخورد بگذاريد اينان نيز موهبتهای موجود را چون ما حس کنند . مهربان يار ما آيا می دانی هنگاميکه اين معصومان بيمار می شوند امکان حمل و نقل آنها با توجه به وضع موجودشان با خودروهای معمولی ممکن نيست و وجود يک خودرو با کاربری آمبولانس با امکانات اوليه پزشکی کاملا ضروری است . ما چشمانمان را به راه می داريم تا شايد قدمهای مهربان شما را از آن دور دستها ببينيم ، ما در آن دور دستها بارقه های اميد را نظاره گريم باشد که اين بارقه واقعی بوده و ديدگان ما سراب را آب نپندارد . بياييد اينبار که به ديدار اين کودکان معصوم می آئيد . آنان ترانه نگاهشان را تکميل کنند و برايتان بخوانند که : مرا با درخت و پرنده نسيم وستاره تو پيوند دادی تو شوق رهايی به اين جان افتاده در بند دادی
تو آغوش همواره بازی بر اين دست همواره بسته تو نيروی پرواز من بر فرازی زمن ناگسسته تو دروازه مهر و ماهی تو مانند چشمی که دارد به راهی نگاهی تو همچون دهانی که گاهی رساند به من مژده دلبخواهی
بيا که من و تو همان آغوش هميشه باز باشيم ، همان دهانی باشيم که گاهی رساند به او مژده دلبخواهی بيا بيا بيا ...........................
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 16:11  توسط نگاه منتظر
|
+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 8:20  توسط نگاه منتظر
|
"به چشمانم می نگری روحم می خندد ، گرما و امنیت و شادی را حس می کنم . تونزدیک منی و دنیای من هیچ کم ندارد ." .....
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 9:6  توسط نگاه منتظر
|
همنوع من ، در کجای اين کره خاکی هستی؟ نمی دانم اما می خواهم برايت روايت کنم . روايت ما روايت کسانی است که نمی توانند مضايق ديگران را ببينند و وجدانشان اجازه بی عملی به آنها دهد . روايت مجموعه ای است که طاقت نياورده اند ببينند عـده ای کودک معصوم و بی سرپناه طعم ناملايمات بيرون را بچشند ، از کسانی صحبت می کنيم که تاب ديدن بی کسی ديگری را نياورده اند ،دلهای سوخته ای که دستشان خالی است اما همتشان بلند است و دلهايشان پر اميد . با دستان خالی خانه ای ساخته اند که زير سقفش مأمن کودکان معصومی است که يا از موهبت پدر و مادر بی نصيبند و يا از نعمت سلامت جسمی و روانی محرومند . اين مجموعه در حد استطاعت خود ساخته ، اما امروز برای تکميل و تکامل آن فراخوان می دهد که وجدانی بيدار ، انديشه ای اخلاق مدار و ضميری نيک انديش بيابد تا شايد دست سخاوتمندی از آستين بيرون آيد ، تا شايد او نيز چون آنان نپذيرد که اين کودکان معلول ـ خدای نکرده ـ حتی برای لحظه ای در ذهنشان خطور کند که در گوشه ای از اين خاک بی کس مانده اند و فراموش شده اند .
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 17:21  توسط نگاه منتظر
|
آسايشگاه خيريه معلولين امام رضا (ع) شهرستان رودسر . پس از حادثه مهيب زلزله گيلان تاسيس شد ساختمان اين موسسه با حمايت مالی موسسه خيريه ای از کشور آلمان به نام کارتيانس در اسفند ماه سال 1373 به اتمام رسيد و راه اندازی شد . اين ساختمان با زير بنای 2800 مترمربع در دو طبقه بر ساحل زيبای خزر در شهر رودسر قرار گرفته است .
اين مجموعه دارای 46 نفر کارمند است که به صورت شبانه روزی از 105 ناتوان ذهنی و جسمی دخترو پسر بالای 14 سال نگهداری می کند . موسسه خيريه امام رضا (ع) غير دولتی بوده و فاقد رديف بودجه ای دولتی می باشد . ناگفته پيداست اگر لطف لايزال پروردگار و کمکهای ارزشمند مردم نيکوکار نباشد اداره اين مجموعه ناممکن است .
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 17:12  توسط نگاه منتظر
|
|
|